Press "Enter" to skip to content

در ازدواج باید به چه ملاک هایی توجه کنیم؟

۰

این مقاله از سایت تخصصی ایران ود در مورد انتخاب صحیح همسر ،انتخاب شریک عاطفی و انتخاب درست همسر ارائه شده است تا شما بتوانید انتخاب صحیحی در مورد مهمترین تصمیم زندگی تان انجام دهید.انتخابی که می توان گفت شاید شما را تا آخر عمر درگیر یک زندگی خوب و شایدم یک زندگی بد کند پس لازم است با چشم باز و دقت فراوان انتخاب کنید چون این شما هستید که میخواهید زندگی کنید نه فرد دیگر.به همین منظور ایران ود قصد دارد با راهنمایی بهتر شما عزیزان درباره انتخاب همسر کمک کرده تا تصمیمی درست بگیرید پس با ما همراه باشید.
انتخاب شریک عاطفی و داشتن اولویت ها و شرایط مناسب شخصیتی برای حل مشکلات معمول در زندگی زناشویی مهم ترین قدم در این مورد هستند.
حال این معیارها برای هر فرد متفاوت است. معیارهای اصلی نظیر اخلاق نیک، ایمان و تدین،شرافت و نجابت خانوادگی، سلامت جسمی و روانی، معیارهای فرعی و ترجیحی مانند تناسب در زیبایی، تناسب سنی، تناسب تحصیلی، تناسب جسمی و جنسی، تناسب اقتصادی، تناسب فرهنگی- اجتماعی و هماهنگی روان شناختی. معیارهای اصلی آن دسته از معیارهایی است که وجودشان در امر انتخاب همسر لازم و ضروری است و به هیچ عنوان قابل چشم‌پوشی نیست؛ اما معیارهای فرعی معیارهای ترجیحی هستند و با رعایت آن‌ها احتمال به وجود آمدن اختلاف در زندگی مشترک به حداقل می‌رسد.
ازدواج موفق، زمینه ی تکامل چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی افراد می باشد
همین جوری که میدانید شکست در ازدواج موجب یاس و ناامیدی، اضطراب و پریشانی در زندگی سرخوردگی و دلسردی، و همچنین موجب بسیاری از مشکلات روحی و روانی شده، بنابراین لازم است که هر دختر و پسری قبل از ازدواج حتما یکدیگر را بشناسند و در مورد ویژگی‌های هم از جمله اخلاقی، شخصیتی، استعدادها، توانمندی‌ها، علایق ویا حتی ضعف‌ها و کاستی‌های خودآگاهی کسب کرده و نیز بدانند هدفشان از ازدواج چیست و چه انتظاراتی از همسر آینده خود دارند تا بتوانند فرد مناسب‌شان را با همکاری و مشورت خانواده‌ها، بزرگان فامیل، پرس‌وجو از دوستان، آشنایان، همسایه‌ها، اقوام و فامیل‌های نسبی و سببی و محل تحصیل و کار انتخاب کرده و با شناخت کامل ازدواج کنند.
این دو معیار را در ازدواج جدی بگیرید
معیارهای کلیدی و اصولی
معیارهای کلیدی، آن دسته از معیارها هستند که وجودشان برای یک زندگی موفق و رسیدن به کمال حتماً لازم است و این معیارها عبارتند از:
۱- اخلاق نیک:
منظور از اخلاق تمام صفات نیک و پسندیده است. از جمله تواضع نسبت به هم، اخلاق نیک خوش‌خلقی،خوش‌بینی، راست‌گویی، وقار و متانت، نرم‌خویی
،وفاداری و سخاوت، مهربانی، گذشت، وادب است.
اخلاق نیک نه تنها از مهمترین بلکه اولین اولویت ابتدایی است، چرا که از مزایای واقعی هر انسانی نسبت به انسان دیگر می‌باشد؛ فردی که دارای صفات خوب اخلاقی است درشما اثر می‌گذارد؛ صبور است و با مشکلات زندگی کنار می‌آید میتوانید هم پای خوبی برای شما باشد و در آینده فرزندان خوبی تربیت می‌کند.
۲-ایمان:
یکی دیگر از معیارها ایمان است.انسان با ایمان و متدین به علّت ترس از خدا و عاقبت کارش دست تعدّی به همسر خویش دراز نمی‌کند، مگر اینکه متدین حقیقی نباشد یا ویژگی‌های بعدی را نداشته باشد یا اینکه دچار عقده‌های روانی باشد، اما فردی که دیندار نیست، هیچ تضمینی وجود ندارد که پایبند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد.
۳- سلامتی جسمانی و روانی:
بعضی از مشکلات جسمی و روانی اهمیت چندانی ندارند و لطمه‌ای به زندگی نمی‌زنند و شدید نیستند، اما بعضی از بیماری‌ها، نقص‌ها و معلولیت‌های جسمی و روانی، عمیق و غیرقابل درمان هستند که در طول عمر همراه انسان است و مانع انجام وظایف همسری شده و به زندگی لطمه می‌زنند؛ لذا از ازدواج با این گونه افراد خودداری شود و دچار احساسات نشوید.
ج. شرافت خانوادگی:
یکی از ملاک‌های انتخاب همسر اصالت خانوادگی است. منظور از شرافت خانوادگی، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعی نیست، بلکه مراد نجابت و پاکی، تدین و تقوای خانواده است. ]
خانواده را اگر به درختی تشبیه کنیم، فرزندان آن خانواده هر کدام شاخ و برگ‌های آن درخت را تشکیل می‌دهند و از ریشه‌ها، ساقه و تنه همان درخت تغذیه و رشد و نمو کرده‌اند، شکی نیست که بسیاری از ویژگی‌های اجداد و پدر و مادر از طریق وراثت به فرد منتقل می‌شود، محیط تربیتی و رشد هر فرد نیز از مهمترین عوامل تاثیر گذار در شکل‌گیری شخصیت هر فرد است.
معیارهای ترجیحی (همتایی و تناسب)
از جمله این معیارها به صورت ذیل می باشد
تناسب سنی:
تفاوت سن بلوغ جنسی دختر و پسر حدود ۴ سال است. پس بهتر است که تفاوت سن آن‌ها در ازدواج نیز چنین باشد. مگر اینکه واقعاً شرایط دیگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از این مسأله صرفنظر کرد و همسری با سن مساوی برگزید؛ ولی به هر حال تفاوت سنی نکته‌ای حائز اهمیت است.
تناسب در زیبایی:
هر چند زیبایی معیار ضروری به حساب نمی‌آید، ولی طرفین در مجموع باید از لحاظ زیبایی و قیافه ظاهری مورد پسند یکدیگر باشند و برای همدیگر جذابیت داشته باشند. زیرا اگر همسر فرد از حد نصاب کافی برای زیبایی برخوردار باشد، چشم و فکر و عمل وی متوجه دیگران نخواهد شد و حسرت زیبایان بیگانه را نخواهد خورد و خدای ناکرده به همسرش خیانت نخواهد کرد؛ مگر این که به چشم‌چرانی و انجام کارهای خلاف عفت کرده باشد.
جسمی و جنسی:
زن و شوهر بهتر است از نظر جسمی (قد، وزن) تناسب داشته باشند؛ گاهی مواقع زوج‌ها در ابتدا به این عامل توجه نمی‌کنند و بعد از ازدواج نسبت به این عوامل حساسیت به خرج می‌دهند که باعث تلخی و اختلاف در زندگی می‌شود. رضایت جنسی مسئله بسیار مهمی است و اگر یکی از آنها گرم مزاج و دیگری سرد مزاج باشد؛ به بهانه‌گیری و نزاع منجر می‌شود که گاهی در ظاهر هم علت بهانه‌گیری‌ها چیز دیگری به نظر می‌رسد؛ اما وقتی ریشه‌یابی می‌شود متوجه می‌شویم که ریشه این اختلاف‌ها و بهانه‌گیری‌ها نارضایتی جنسی است.
تناسب تحصیلی:
اگر چه میزان تحصیلات نمی‌تواند تضمین‌کننده روابط معقول و ازدواج موفق باشد، اما باید پذیرفت که بینش و منش افراد تحصیل‌کرده با دیگر اقشار جامعه متفاوت است. از آنجایی که کسب دانش در رشد و تعالی فکری افراد و نگرش آنها بسیار مؤثر است؛ تناسب در میزان تحصیلات، تأثیر بسیار مهمی در زندگی مشترک دارد؛ زمینه ایجاد درک و تفاهم بیشتر زوجین را فراهم کرده و موجب پرورش بهتر فرزندان و ایجاد نسلی موفق با تربیتی اسلامی و فرهنگی می شود.
تناسب فرهنگی- اجتماعی:
بهتر است زن و شوهر به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز تناسب داشته باشند؛ مثلاً کسی که عمدة فعالیتش علمی و پژوهشی است، اگر با کسی ازدواج کند که روحیه اجتماعی او تجملاتی، اشرافی، اهل مسافرت، تفریحات و گشت‌وگذار است، ممکن است دچار اختلاف شوند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *